به گزارش سراج24 پایگاه اینترنتی اسراتفوردر گزارشی به قلم «جورج فریدمن» (GeorgeFriedman) به بررسی احتمال مداخله نظامی در کشور سوریه و موانع آن پرداخته و مینویسد: جنگ داخلی سوریه به مدت دو سال است که ادامه دارد. هفته گذشته با گزارش استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه احتمال مداخله خارجی در این کشور افزایش یافت. اروپا و آمریکا با توجه به تجاربی که در عراق و افغانستان و لیبی داشتهاندتمایلی به حمله به سوریه ندارند.
ولی برای اینکه احتمال حمله به طور کامل رد نشود خط قرمزی را مشخص کرده و آن استفاده دولت اسد از سلاح شیمیایی است.زیرا آمریکا و اروپا در دسترس بودن سلاحهایکشتار جمعی در سایر کشورها را تهدیدی علیه خود میدانند.در هفته های اخیر، برایاولینبارانگلستانو فرانسهوپسازآناسرائیلو ایالات متحدهاظهار داشتند کهحکومتاسداز سلاحهای شیمیاییاستفاده کرده است ولیبه دلیل عدم وجود شواهد روشن و ادله محکم، هیچکدام از این کشورها اقدامی علیه سوریه نکردند.
در بخشی دیگر از این یادداشت، نویسنده به بیان موانع و سختیهای مداخله نظامی در سوریه پرداخته و مینویسد:چالشهای نظامی فوقالعادهای در مداخله نظامی وجود دارد. حمله نظامی به تاسیسات شیمیایی ایده خوبی است ولی هیچگاه اطلاعات کامل و موثقی در مورد مکان آنوجود نداشته است. سوریه سیستم دفاعی هوایی پیشرفتهای دارد که بدون تلفات قابل توجه غیرنظامی نابود نخواهد شد.همچنیندر صورت یافتن مکان دقیق، منفجر کردن ساختمانهایی که حاوی سلاح شیمیایی است ممکن است باعث آزاد شدن عناصر شیمیایی - قبل از سوختن کامل آن- بشود.
وی در ادامه بررسی موانع مداخله نظامی اضافه میکند: فرستادن نیرو به عمق خاک سوریه با فرستادن چند گروه نظامی با هلیکوپتر تامین نمیشود. سوریه همانند یک اردوگاه نظامی است و از بین بردن و یا تصرف سلاحهای شیمیایی بسیار پیچیده بوده و نیاز به نیروی انسانی دارد.برای از بین بردن ذخایر شیمیایی شماباید اول بنادرو فرودگاه وجادههارا ایمن کنید تا بتوانید به آنجا بروید و سپس باید از جادهها -که تعداد آنها هم بسیار است - دفاع کنید. باید تمام مناطق تحت سیطره اسد- که قلمرو آن روزبروز در حال تغییر است- اشغال شود.
همچنین احتمال آن زیاد است که مداخله نظامی منجر به یک جنگ داخلی شده که در نتیجه آن مقداری از سلاحهای شیمیایی در دست شورشیان قرار بگیرد. حملات هوایی نیروهای عملیات ویژه نیز نمیتواند مشکلی را حل کند بلکه مانند عراق آمریکا مجبور است سوریه را اشغال کند.
اگر اسد برداشته شود، پیروان او به مقاومت ادامه خواهند داد. از طرفی گروههای رادیکال موجود در بین شورشیان که با القاعده ارتباط نزدیکی دارند کنترل را به دست میگیرند.
«فریدمن» با اشاره به عواقب مذکور ادامه میدهد: این نتیجه مداخله نظامی جهت ایجاد یک دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی است.از طرفی کشورهای مداخله کننده خود را دردامی خواهند دیدکه نتیجه تفاوت بین واقعیت سوریه و توهمات همه جانبهای است که گاهی آمریکا و اروپا را دربر میگیرد. آمریکا نمیتواند به خاطر اهداف سیاسیغیر منطقیای که برای جنگیدن داردبه طور پیوسته شکستهایی را در کشورهای حاشیهای تحمل کند.قدرت باید با درک و فهم و ادراک همراه باشد زیرا عدم یادگیری از اشتباهات گذشته، باعث تضعیف قدرت میشود.
خیلی چیزها هست که فراتر از قدرت نظامی آمریکاست. ایجاد دموکراسیهای مبتنی بر قانون اساسی با حمله به کشورها یکی از این موارد است. بعضی میگویند که مداخله برای آن است که از خونریزی جلوگیری شود نه برای تحمیل ارزشیهای غربی. بعضی هم میگویند مداخلهای که ارزشهای غربی را تحمیل نکند بیمعناست. ولی هر دو طرف از یک نکته غافلاند. شما نمیتوانید یک جنگ داخلی را با افزودن یک جناح دیگر متوقف کنید مگر آنکه آن جناح با خودیک قدرت منکوبکننده بیاورد.
آمریکا قدرت زیادی دارد ولی قدرت منکوبکننده ندارد.همچنین شما نمیتوانید فرهنگ سیاسی یک کشور را از خارج از آن کشور عوض کنید مگر آنکه آن را نابود کنید مانند آنچه که در موردآلمان و ژاپن صورت گرفت.
وی در نهایت نتیجهگیری میکند: ایالات متحده بامتحدان اروپاییخود، نیرویلازمبرای پایان دادن بهخونریزیهایسوریهراندارند. اگر آنها مرتکب مداخله نظامی شوند، مسئول خونریزیها خواهند بود، بدون اینکهبه اهداف استراتژیک خود برسند.



